غزل (بی وفائی می کند):

غزل (بی وفائی می کند):

تازه فهمیدم که دارد دلربائی می کند
با لب و چشم و رخش دارد خدائی می کند

نامسلمان هرچه ظلمست بر من و دل می کند
چون امیران بر اسیری کدخدائی می کند

عشوه ها می ریزد اندر پیش چشم و دل مگو
چهره اش را آندمی وی رونمائی می کند

می کشاند حس ما را بر جنون هر لحظه ای
خنده بر لب ریخته باری خود نمائی می کند

دست رد بر سینه ی هر مبتلایی می کشد
با چنین ادوار دارد بی وفائی می کند



نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:







برچسب‌ها: غزلیات
[ یک شنبه 18 آبان 1399 ] [ 18:5 ] [ وجیه الله شیخی ]
[ ]
  • رنکینگ
  • قالب وبلاگ